عبدالله مستوفى

435

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ولايات ، با همهء ياوه‌گوئىهاى روزنامه‌هاى توده‌اى ، از شر كمونيست ايمن شد و مردمانى كه يكسال و نيم خانه و ملك خود را سرداده ، از ترس جان متوارى شده بودند بخانه‌هاى تاراج شدهء خود برگشتند . مقارن همين اوقات بود كه واقعهء زيراب رخ داده ، و در ظرف دو سه روز نيروى دولتى نقشهء حزب توده را در آنجا برهم زده و تمام مهاجرين را از كارخانه‌ها خارج و در ضمن استنطاق پاره‌اى از آنها ، نقشهء خيالات جهنمى آنها براى گيلان و مازندران و گرگان كشف شد . مقارن همين ايام بود كه آقاى احمد قوام نخست‌وزير ، تصميم خود را راجع بانتخابات عملى ، و تلگراف متحد المآلى بعموم استانداران و فرمانداران مخابره كرد كه « چنان كه سابقا هم تذكر داده شده است نيروى دولتى براى تأمين آزادى انتخابات مأمور است كه بكليهء مراكز انتخاباتى برود . تدارك مقدمات كار را طورى ببينند كه اسباب اين كار روز شانزدهم آذر ، همه جا حاضر باشد . » سلام اللّه استاندار پوشالى آذربايجان در جواب پرسيد آيا بآذربايجان هم خيال داريد نيروى نظامى بفرستيد ؟ جواب داده شد شما چرا اين سؤال را ميكنيد ؟ اين نيرو براى تأمين آزادى انتخابات بكل كشور ميرود بآذربايجان هم ناگزير بايد برود ؛ اگر مقاومتى ببينند ، البته دفع خواهند كرد ، شما سعى كنيد كه قشون بمسالمت وارد شود ، و وظيفهء خود را انجام نمايد . ولى كجا اين حرف حساب بخرج رفت . پيشه‌ورى در راديوى تبريز شروع بر جز خوانى كرد و تا آخرين قطرهء خون تمام اهالى آذربايجان را گرو جلوگيرى از اين اقدام دولت داده و آنچه لچر و ياوه در زبان تركى قفقازى يافت ميشد ، نثار نخست‌وزير كشور كرد و الدرم‌بلدرم راه انداخت . روزنامه‌هاى توده‌اى هم در تهران به همين لحنها بناى هرزه‌درائى را گذاشتند ، و افتخار لقب مرتجع را اين بار ديگر با ادله و براهين از جمله املاك لاهيجان بنخست‌وزير عطا كردند . سلام اللّه تلگراف كرد ما خود انجمنهاى انتخابى را برپا داشته‌ايم ، و وكلاى خود را انتخاب ميكنيم ؟ جواب داده شد عمواقلى برحسب قانون ، شروع بانتخابات بايد بامر مركز باشد هنوز چنين امرى داده نشده است انجمن انتخابى شما دو پول نميارزد . آرام بنشينيد تا قشون بتبريز ، و ساير نقاط انتخابى آذربايجان ، وارد شده ، امنيت انتخابى را برقرار كند ، آنوقت دولت امر به تشكيل انجمنهاى انتخابى صادر خواهد كرد . نقشهء ستاد ارتش كه تحت نظر سرلشگر رزم آراء اداره ميشد ، اين بود كه نيروى مهاجم كه در هفت هشت روز اخير در همهء مراكز مجهز و مكمل شده بود ، از سه طرف به سمت خاك آذربايجان به حركت آمده و كار تصرف استان سوم و چهارم را خاتمه دهد . مقرر شده بود كه ستون مركزى بفرماندهى سرتيپ ضرابى از زنجان حركت كرده ، از قافلان كوه گذشته ، ميانه را تسخير و بتبريز برود . ستون سمت راست بفرماندهى سرهنگ مقبلى